ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

114

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

روى داده بشما بگويد . پيامبر ( ص ) آمد و فرمود : اى على آنچه در شبت براى تو رخ داده براى اينها بيان كن ، گفت : اى رسول خدا شرم دارم ، فرمود : بر ايشان بگو زيرا خدا از بيان حق خجالت نمىكشد ، پس على گفت : آن شب براى غسل كردن دنبال آب بودم ، صبح شد ، ترسيدم كه نمازم فوت شود ، حسن را بسوئى دنبال آب فرستاده و حسين را بسوى ديگر ، دير كردند و اين كار مرا اندوهگين ساخت ، ناگاه ديدم سقف شكافته شد و سطلى از آن شكاف به پائين آمد كه با دستمالى پوشيد بود ، هنگامى كه در پيش من به زمين گذاشته شد دستمال را از رويش برداشتم آن وقت ديدم در او آب هست ، براى نماز غسل كرده و نماز خواندم ، سپس سطل و دستمال از همان شكاف بسوى آسمان كشيده شد ، و سقف بهم پيوست ، پيامبر ( ص ) بعلى فرمود : اما سطل از بهشت ، و آب از نهر كوثر ، و دستمال از ديباى بهشت بود ، اى على كى همانند تو است در آن شب كه جبرئيل خادمش باشد . برگشت آفتاب ( 1 ) 140 - خبر داد بما قاضى ابو جعفر محمد فرزند اسماعيل فرزند حسن علوى در جمادى الاولى در سال 438 ، به اين ترتيب كه من به او خواندم و او اقرار نمود ، به او گفتم : بشما خبر داده ابو محمد عبد اللَّه فرزند محمد فرزند عثمان مزنى ملقب بابن سقا حافظ ( رحمت خدا بر او باد ) كه نقل كرد بما محمود فرزند محمد واسطى كه حديث كرد بما عثمان كه نقل كرد بما عبيد اللَّه فرزند موسى كه نقل نمود بما فضيل فرزند مرزوق از ابراهيم فرزند حسن از فاطمة دختر حسين از اسماء دختر عميس گفت : هنگامى كه برسول خدا ( ص ) وحى مىشد در حالى كه سرش در دامن على بود ، به اين سبب على نماز عصر را نخواند تا اينكه آفتاب غروب كرد ، رسول خدا ( ص )